چطور مدیران، بارخورد را به یک عادت تیمی تبدیل می کنند؟
یکی از نیازهای هر سازمانی، فیدبک گرفتن از افرادی است که با آن…
کتاب “Getting Things Done” (کارها را انجام دهید | انجام کارها ) نوشته دیوید آلن، یکی از برجستهترین آثار در زمینه مدیریت زمان و بهرهوری شخصی است. این کتاب، یک سیستم عملی و مؤثر برای سازماندهی وظایف و پروژهها ارائه میدهد که هدف آن کاهش استرس و افزایش تمرکز است. آلن در این کتاب به شما کمک میکند تا ذهن خود را از آشفتگی نجات دهید و با ایجاد یک سیستم قابل اعتماد، به طور منظم و مؤثر روی کارهای خود تمرکز کنید.
روش معرفیشده در این کتاب که به اختصار GTD (Getting Things Done) شناخته میشود، بر این ایده استوار است که ذهن انسان برای داشتن ایدهها طراحی شده است، نه برای نگهداشتن آنها. بنابراین، با انتقال تمام تعهدات، ایدهها و وظایف به یک سیستم بیرونی قابل اعتماد، میتوانید فضای ذهنی خود را برای تصمیمگیریهای مهمتر و خلاقانه آزاد کنید.
کتاب با ارائه اصولی مانند ثبت وظایف و ایدهها، روشنسازی اطلاعات، مرور هفتگی، قانون دو دقیقه، و تمرکز بر اقدام بعدی، شما را تشویق میکند تا از استرس ناشی از مدیریت نادرست کارها رها شوید. این روش، مناسب افرادی است که با حجم زیادی از وظایف، اطلاعات و پروژهها روبرو هستند و به دنبال روشی سازمانیافته و کاربردی برای مدیریت آنها میگردند.
“Getting Things Done” فراتر از یک کتاب مدیریت زمان است؛ این اثر به شما ابزارهایی برای بازتعریف اهداف، برنامهریزی مؤثر و انجام کارها بدون تعلل ارائه میدهد. این کتاب تاکنون به میلیونها نفر کمک کرده است که با ذهنی آرامتر، بهرهوری بیشتری داشته باشند. اگر میخواهید زندگی خود را سازماندهی کنید و بهرهوری خود را به اوج برسانید، این کتاب نقطه شروعی عالی است.
خیلی خلاصه در 7 نکته این کتاب رو خلاصه کردیم. نکات طلایی و کاربردی کتاب انجام کارها دیوید آلن رو اینجا بخوانید
این روشها به شما کمک میکنند استرس را کاهش دهید، تمرکز و بهرهوری را افزایش دهید و به وضوح ذهنی دست پیدا کنید. هدف اصلی: تمرکز بر انجام کارها، نه به خاطر سپردن آنها!
اگر به این اصول علاقه دارید، کتاب “Getting Things Done” یک منبع فوقالعاده برای شماست.
اینجا می توانید خلاصه همین کتاب را با جزئیات بیشتر مطالعه کنید
“ذهن شما برای داشتن ایدههاست، نه نگهداشتن آنها.”
کاهش بار شناختی. با انتقال تمام وظایف، ایدهها و تعهدات به یک سیستم قابل اعتماد، انرژی ذهنی خود را برای تفکر خلاقانه و سازنده آزاد میکنید. این عمل به جلوگیری از استرس ناشی از تلاش برای به خاطر سپردن همه چیز کمک میکند و خطر فراموش کردن وظایف مهم را کاهش میدهد.
ثبت جامع. یک سیستم ثبت ایجاد کنید که:
“باید از ذهن خود استفاده کنید تا چیزها را از ذهن خود خارج کنید.”
چارچوب تصمیمگیری. هنگام پردازش موارد ثبت شده، از خود بپرسید:
ساختار سازمانی. فهرستها یا دستههای متمایز ایجاد کنید:
این فرآیند روشنسازی ایدههای مبهم را به موارد قابل اقدام و اطلاعات به درستی بایگانی شده تبدیل میکند، که باعث کاهش فشار و افزایش بهرهوری میشود.
“مرور هفتگی عامل موفقیت حیاتی برای پیوند دادن تعهدات بزرگتر شما به فعالیتهای روزمرهتان است.”
آیین مرور هفتگی. هر هفته زمانی را اختصاص دهید تا:
حفظ یکپارچگی سیستم. مرورهای منظم اطمینان میدهند که سیستم بهرهوری شما بهروز و قابل اعتماد باقی میماند. این عمل به شما کمک میکند با اهداف خود هماهنگ بمانید، اولویتها را تنظیم کنید و نمای کلی از تعهدات و پیشرفت خود داشته باشید.
“اگر یک اقدام کمتر از دو دقیقه طول بکشد، باید در همان لحظه که تعریف میشود انجام شود.”
افزایش کارایی. قانون دو دقیقه از شلوغ شدن فهرست کارهای شما با وظایف کوچک جلوگیری میکند و هزینه پیگیری موارد جزئی متعدد را کاهش میدهد. با رسیدگی فوری به این وظایف سریع، شما:
آستانه تصمیمگیری. از علامت دو دقیقه به عنوان نقطه تصمیمگیری استفاده کنید:
“شما در واقع یک پروژه را انجام نمیدهید؛ شما فقط میتوانید اقداماتی مرتبط با آن انجام دهید.”
تقسیم پروژه. برای هر پروژه، به وضوح تعریف کنید:
غلبه بر اینرسی. با تمرکز بر اقدامات بعدی مشخص و قابل مدیریت به جای دامنههای پروژههای بزرگ، شما:
پرسیدن مداوم “اقدام بعدی چیست؟” پروژهها را در حرکت نگه میدارد و از رکود ناشی از مراحل بعدی نامشخص جلوگیری میکند.
“اگر تشخیص دهید که یک اقدام میتواند در دو دقیقه انجام شود، در واقع باید آن را همان لحظه انجام دهید زیرا سازماندهی و بررسی آن بیشتر طول میکشد تا اینکه واقعاً آن را برای اولین بار که متوجه آن میشوید به پایان برسانید.”
اجرای فوری. قانون دو دقیقه اقدام فوری بر روی وظایف کوچک را تشویق میکند، که منجر به:
شکلگیری عادت. با اعمال مداوم این قانون، عادت به تصمیمگیری سریع و اقدامگیری ایجاد میشود که میتواند به وظایف و پروژههای بزرگتر نیز منتقل شود.
“نگهداشتن یک فهرست مداوم از چیزهایی که ممکن است بخواهید در آینده انجام دهید اما نه اکنون، مفید است.”
پتانسیل آینده. فهرست روزی/شاید به عنوان یک منطقه نگهداری برای:
کاهش فشار. با نگهداشتن این فهرست، شما:
این فهرست را به طور منظم مرور و بهروزرسانی کنید تا مرتبط و با اهداف و اولویتهای در حال تکامل شما هماهنگ بماند.
“پیگیری چیزهایی که منتظر آنها هستید بخش بزرگی از بازی کار و زندگی است.”
پیگیری واگذاری. فهرست در انتظار به شما کمک میکند:
ابزار حسابرسی. مرور منظم این فهرست به شما اجازه میدهد:
سیستمی برای یادداشت زمانی که هر وظیفه را واگذار کردهاید و زمانی که انتظار پاسخ یا تکمیل دارید، پیادهسازی کنید.
“ذهن شما برای داشتن ایدههاست، نه برای نگهداشتن آنها.”
وضوح ذهنی. با انتقال تمام وظایف، تعهدات و ایدهها به خارج، شما:
سیستم قابل اعتماد. یک سیستم خارجی قابل اعتماد ایجاد کنید که شامل:
استفاده مداوم از این سیستم به ذهن شما اجازه میدهد بر روی وظیفه در دست تمرکز کند به جای تلاش برای به خاطر سپردن و مدیریت تعهدات متعدد.
“مرور هفتگی زمانی است برای جمعآوری و پردازش تمام چیزهایتان، مرور سیستم، بهروزرسانی فهرستها و پاک، شفاف و بهروز شدن.”
نگهداری سیستم. مرور هفتگی برای:
همراستایی استراتژیک. از این زمان برای:
انجام مداوم مرور هفتگی به حفظ شتاب، جلوگیری از فشار و هماهنگی با اهداف گستردهتر شما کمک میکند.
“ذهن شما برای انجام تقریباً هر وظیفهای از پنج مرحله عبور میکند.”
فرآیند پنج مرحلهای. مدل برنامهریزی طبیعی این مراحل را دنبال میکند:
وضوح پروژه افزایش یافته. با اعمال آگاهانه این مدل، شما:
از این رویکرد برای پروژههای شخصی و حرفهای استفاده کنید تا کارایی برنامهریزی را بهبود بخشید و احتمال نتایج موفقیتآمیز را افزایش دهید.