بیزینس کوچینگ در اصفهان | چرا کوچینگ در اصفهان پرطرفدار است؟
مدت زیادی از ترند شدن کوچینگ و بیزینس کوچینگ در ایران نمی گذرد!…
در دنیای مدیریت، بزرگترین دشمن عملکرد، نه «نبودِ پروژه»، بلکه «تعدادِ زیادِ پروژههای خوب» است. زمانی که بین دو پروژه همزمان گیر میکنید، در واقع با تضاد منابع روبرو هستید. برای عبور از این بنبست، باید مدل ذهنی «هزینه فرصت» را از یک مفهوم تئوری به یک ابزار تصمیمگیری تبدیل کنید.
بسیاری از مدیران هزینه فرصت را صرفاً با پول میسنجند، در حالی که در کسبوکار، «زمان» و «تمرکز» کالاهای بسیار کمیابتری هستند. هزینه فرصتِ انتخاب پروژه A، فقط سودی نیست که از پروژه B به دست میآوردید؛ بلکه شامل موارد زیر است:
برای اینکه تصمیمگیری شما از «شهود» به «منطق» تبدیل شود، نیاز به یک ماتریس دارید. پروژهها را بر اساس شش معیار زیر با مقیاس ۱ تا ۱۰ امتیازدهی کنید:
با ضرب کردن امتیاز هر معیار در ضریب اهمیت آن برای کسبوکارتان، عدد نهایی گویای مسیر درست خواهد بود.
هنگام بررسی پروژهها، این پرسش را به صورت معکوس بپرسید: «اگر پروژه B را رها کنم، آیا رقیبم میتواند با انجام آن، سهم بازار مرا تهدید کند؟»
گاهی هزینه فرصت در انتخابِ پروژه A، صرفاً از دست دادن سود پروژه B نیست؛ بلکه باز کردنِ فضا برای رقبای شماست. اگر پروژه B پتانسیل بالایی برای ایجاد «مزیت رقابتی» دارد، نادیده گرفتن آن هزینه فرصتِ بسیار سنگینتری نسبت به کاهش درآمد کوتاهمدت خواهد داشت.
در هر سازمان یا تیمِ کاری، همیشه یک «گلوگاه» وجود دارد. ممکن است پول کافی داشته باشید، اما «تخصص فنی» یا «وقتِ مدیر تیم» محدود باشد.
یکی از بزرگترین اشتباهات، شرطبندی تمامعیار روی یک پروژه بدون داشتن سیگنال بازار است. برای کاهش هزینه فرصت، به جای انتخاب قطعی یکی از دو پروژه، برای هر کدام یک «دوره تست ۱۰ روزه» تعریف کنید.